تن من جون میده پرپر بزنه زیر رگبار تگرگ
امروز با شعری قدیمی به روز میشم هرچند قدیمیه ولی هنوز اعتقاد من در مورد عشق همینه خوشحال میشم نظر بدین.......... عشق چیزی جز یک عادت نیست و من معتاد لحظه هایی چنینم چشمهایی که زیر بار عشق اسوده اند روزی از هجوم حجم حسرت حبابشان ترکانیده خواهد شد و مردمک هایی که در قعر اشک به خاشاک نور چنگ می اندازند و نوری که از ترس گرفتار منشور چشم های تو شدن به ظلمت ارزوهای عقیم پناه میبرد و امروز با یقینی سرشار از تردید و با تردیدی حاصل از ایقان جداییمان اقرار می کنم: احدی چشم های تو را نخواهد داشت......................
سلام دوستان
نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت
13:26 توسط مریم خالقی| |
| Design By : Night Skin |


