تن من جون میده پرپر بزنه زیر رگبار تگرگ
شعر این پست قدیمیه بر میگرده به یازدهم شهریور ....همین سال!!! شهریور.... ولی الان اسفند...سال جدید داره میاد....خیلی چیزا عوض شد....پس با جرات میگم: دوره ی این شعر گذشت....(به اجبار...به مصلحت ... به....چقدر سخته گفتنش....) خوشحال میشم نظرتون رو بدونم.... - سرم شلوغ می شود خلوت درون ازدحام می کند چرخ می خورم در چرخه ای پوچ و آخرین ایستگاه.... تقاطع نگاه من تو و او .... و من باز می گردم.... و جاده ی نگاهت با او... متروک می شوم دور می شوم آنقدر دور .... که دیگر نامم را هم به یاد نخواهی آورد... تمام اشتیاق سوخته ام را زنده به گور.... نه زنده به گور نمی کنم... شعرش می کنم و در شجره نامه ی آشنایی ها تو بزرگ خاندان من خواهی ماند و من آخرین نواده ی غم شاید... هنوز ایل این سلول ها هوای ییلاق نگاه تو را دارند هنوز تو را دوست دارم و مرگ را هم... حالا که همتراز مرگ بازو به بازوی یآس ایستاده ای در برابرم حالا که کفه ی وجودت برابر می کند با تابوت عدم نه!!! دیگر غروری نمانده روحم کش می آید و قوس این نگاه امتداد می یابد... منحنی خسته ی وجودم خط شکسته ی غرورم و هندسه ی ساده ی عشق؟؟؟!!!! نمی دانم دیگر هیچ چیز نمی دانم و به گنگی بر خود می پوشم این نا امیدی را و به پا می کنم صندل چوبین و تنگ این تابوت را و گام بر می دارم و صدای قدم هایم یقینا طنین افسرده ی زیستن است که در گوش این کوچه ها می پیچد من چه می گویم؟ نمی دانم!!! من کیستم؟ نمی دانم!!! افتاده ام از نفس از پا از چشم تو حتی.... سنگسار می شود روحم.... به گناه....؟؟؟ نمی دانم... من دیگر هیچ چیز نمی دانم و حالا کات.... دیگر برداشت نمی کنم این تصویر غم انگیز عشق یکسویه را صحنه عوض می شود: من تو و حالا دوست داشتن.... دیگر خیمه زده ام در ییلاق نگاهت با تو کوچ خواهم کرد... تا.......؟؟؟ باز هم نمی دانم.... - هم پرنده مردنی بود هم پرواز....به قول احمد شاملو :من پرواز نکردم پر پر زدم!!!! - مهم نیست...هست؟؟؟!!! به دلیل مشغله ی زیاد فعلا توانایی به روز رسانی ندارم...در اولین فرصت سعی می کنم آپ کنم... فقط یه خبر: وبلاگ کانون شعر و ادب دانشگاه سمنان افتتاح شد....که اخبار ادبی و شعرهای بچه های دانشگاه سمنان رو در اون میتونین بخونین... www.kanoonesheresemnan.blogfa.com با نام خواب های بی قافیه.... خوشحال میشم سر بزنین...
| Design By : Night Skin |

