تن من جون میده پرپر بزنه زیر رگبار تگرگ
سلام... شرمنده بابت دیر اومدن...سال نو همه مبارک...با یه شعر سپید سیاه خاکستری(هر چی دوست دارین) در خدمتم: **** روزها دچار سایه ای که سوگند خورد خودش را بماند تا همیشه بر روی دیوار سوگند خورد و بالا آورد آیه هایش را دستهایم را فروختم وقتی سست شد پاهایش برای ادامه حالا از پشت تمام پنجره های جهان برایش دست تکان میدهم آنقدر تکان تکان تکان ... ... ...
"من زنده بودم اما انگار مرده بودم"
نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت
13:59 توسط مریم خالقی| |
| Design By : Night Skin |


