تبليغاتX
لبخند مونالیزا...


لبخند مونالیزا...

تن من جون میده پرپر بزنه زیر رگبار تگرگ

سلام

 

"بگو چه بر سرمان آمد؟!!!"

حكايت مملكت داري ما حكايت چاه كني است كه چاهي كنده بود و نمي دانست خاكش را كجا بريزد. دخو به او گفت يك چاه ديگر بكن و اين خاكها را در آن بريز. بقيه داستان معلوم است. اين آدم تا آخر عمرش چاه مي كند. خاك اولي را مي ريخت در دومي و خاك دومي را در سومي و ...

همین!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 16:4 توسط مریم خالقی| |


Design By : Night Skin