تبليغاتX
لبخند مونالیزا... - ...


لبخند مونالیزا...

تن من جون میده پرپر بزنه زیر رگبار تگرگ

سلام

یه طرح و یه نمیدونم چی تقدیم به نمیدونم کی...

نه سیب

نه گندم

زخم خوردیم!!!

سقوط کردیم...

***

میتونی ساز مورد علاقت رو کشف کنی و با اشتیاق به یادگیری بپردازی و بعد از چند جلسه حالت از هرچی ساز و صداست به هم بخوره بعد توی آینه به خودت نگاه کنی با حالتی شبیه خشم و نفرت به تصویرت نگاه کنی...به چشای خودت زل بزنی و یهو روی میز آینه بالا بیاری چون مثه اینکه حالت از خودت به هم میخوره...کم مونده خودت رو دفع کنی!مامانت میگه کثیف مینویسی.

میگی:حقیقت کثیفه!!!

بعد بخوای یه لیوان بزرگ شیر قهوه بخوری که قبلا فکر میکردی دوس داری ولی با اولین قورت شروع کنی به عق زدن و بی خیال شی و باقیش رو بریزی توی دستشویی...

وقتی هم که افکار و علایق و احساساتت با حقیقت تناقض پیدا کرد توی یه روز بارونی بری زیر بارون و به خدا فحش ناموس بدی!!!

بعد همه ی زندگیتو تاراج کنی.همه ی دین و ایمان و عشقتو...وتموم پلای پشت سرت رو خراب کنی و معشوقت رو با تیپا از ذهن و زندگیت بندازی بیرون.بعد به خودت بیای و مثه یه مزرعه دار فلک برگشته که همه ی محصولاتش سوخته به زندگی و همه ی محصولای سوختت نگاه کنی.بعد بفهمی که فقط جنبه نداشتی و یه کتاب خوندی...

فقط همین...!!!

.

.

.

۶ آبان ۸۷

مونالیزایی که ...

نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 13:47 توسط مریم خالقی| |


Design By : Night Skin