تن من جون میده پرپر بزنه زیر رگبار تگرگ
در زمان جنگ ژاپنی ها تسلیم نمی شدند. خودکشی می کردند...(فکر میکنم از نمایشنامه ی راستان آلبر کامو خوندم) باید دعا کرد...برای سرنوشت فرسایش...ماعادت کرده ایم رابطه ها را فرسوده کنیم...باید دعا کرد...دعا...دعا...دعا... م.ع میگفت باید دعا کرد...دلم خیلی برای حرفاش تنگ شده نمیدونم هنوز هم این ایمان داره یا نه...ولی ...حالا فقط میخوام واسه احساسم دعا کنم که محکومیت فقط آغاز مجازاتشه...زنده یاد نادر ابراهیمی میگه:آتشی که خاکستر شده آتش نیست حتی اگر داغ داغ باشد...من عجیب سوختم...دستام این روزا زیاد عرق میکنه...ولی توی مشت تو خاموش شدم...پس چراعرق میکنه؟پر از حرفم...یه روز همشو مینویسم...باید دعا کرد...دیگه فرقی نداره جای تو هیچوقت هیچکس هیچ جا نمیشه...نوشتن سخت شده...نفس کشیدن...همه چی...من تسلیم نمیشم...ژاپنی ها تسلیم نشدن... شب به خیر ... این شب به خیر نخواهد شد... مطمئنم ... مثل خدایی که هیچوقت حافظمان نبود... ما به اعتراض عادت داریم... 
| Design By : Night Skin |


